پایگاه خبری حسنا 8 تير 1399 ساعت 18:49 http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/570/تحریم-هیچ-فرصتی-ندارد-جز -------------------------------------------------- بررسی اقتصاد ایران عنوان : تحریم هیچ فرصتی ندارد جز... همت قلی‌زاده عضو شورای مرکزی حزب مردم سالاری -------------------------------------------------- خروج یک‌جانبه آمریکا از توافق‌نامه برجام و اعمال تحریم‌های مجدد از سوی ایالات متحده آمریکا باعث شده که گروهی درصدد برآیند تا مدام به جامعه گوشزد کنند که تحریم، فرصت و نعمتی برای کشور بشمار می‌رود و باید از آن استفاده شود! متن : خروج یک جانبه آمریکا از توافق نامه برجام و اعمال تحریم های مجدد از سوی ایالات متحده آمریکا باعث شده که گروهی درصدد برآیند تا مدام به جامعه گوشزد کنند که تحریم، فرصت و نعمتی برای کشور بشمار می رود و باید از آن استفاده شود! فارغ از این اظهارنظر سیاسی و البته غیرکارشناسی، با نگاهی به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراکز رسمی کشور، همانند مرکز آمار ایران، به سهولت می توان دریافت که تحریم اقتصادی ایران تاکنون صدمات جبران ناپذیری به ابعاد مختلف اقتصادی و اجتماعی کشور وارد ساخته است. بعد از خروج آمریکا از برجام، نرخ رشد اقتصادی کشور در سال 1397 به منفی 9/4- درصد و درادامه در سال 1398 به 7- درصد کاهش یافته است. انقباض اقتصاد و کاهش حجم تولید ناخالص داخلی، آن هم بطور مستمر طی دو سال، فرصت های اقتصادی متعددی را از کشور سلب نموده است. بطوری که کاهش شدید صادرات نفت خام و عدم ورود ارز خارجی به کشور و همچنین عدم سرمایه گذاری مناسب و توقف ورود تکنولوژی، منجر به تبعات شدیدی گردیده و می توان گفت اغلب آمارهای اقتصادی کشور از دامنه نرمال خارج و وارد فاز بحران شده است. انفجار نرخ ارز و افزایش قیمت دلار در بازار آزاد تا سقف 20 هزار تومان، موجب گردیده تا موج تورم سنگین دورقمی به زندگی مردم تحمیل شود. کاهش قدرت خرید مردم از این طریق و طبیعتا کاهش تقاضا برای کالاها و خدمات، بنگاه های تولیدکننده کالا و خدمات را دچار معضلات جدی کرده است. از سویی دیگر، با جهش قیمت ارز و افزایش شدید قیمت کالاهای و مواد وارداتی، تامین مواد اولیه برای این بنگاه ها در کنار نبود تقاضا، باعث افزایش شدید بهای تمام شده کالاها گردیده است. جهش قیمت خودروهای داخلی به دلیل وابستگی خط تولید خودروی کشور به قطعات وارداتی مثال بارزی از همین مساله می باشد. بررسی های دقیق تر نشان می دهد در این اثنا بنگاه هایی هستند که قادر به ادامه حیات نبوده و برخی دیگر نیز در تامین منابع مالی خود دچار مشکلات عدیده ای شده اند. از سویی دیگر، به دلیل حذف صادرات نفت ونیاز به منابع مالی جدید و قطع کامل مراودات مالی با دنیای خارج ، دولت را مجبور به افزایش قیمت بنزین تا سطح جهانی آن نمود که این مساله زمینه اعتراضات شدید اجتماعی را به همراه داشته است. با این اوصاف، تکرار فرصت طلایی تحریم در این برهه از سوی عده ای، در کنار شاخص های عملکر اقتصاد ایران همانند نرخ تورم بالای دو رقمی، نیمه تعطیل شدن تجارت خارجی کشور و عدم سرمایه گذاری کافی و عدم توانایی ایجاد شغل و همچنین مسائل سرسام آورِ انواع بازارها همانند بازار مسکن، طلا و ارز و در نهایت فقیرتر شدن طیف وسیعی از مردم، بنوعی جفای در حق مردم محسوب می شود. اما برخلاف اظهارنظر عده ای، تحریم فرصتی خاص برای سیاست مداران و مقامات ارشد کشور ایجاد کرده است. این فرصت که اتفاقا و متاسفانه توجهی به آن نمی شود، می تواند تنها پیام و فرصتِ تحریم، برای ارتقای نظام برنامه ریزی کشور باشد. شاخص های منفی اقتصاد و حذف منابع ارزی ناشی از صادرات نفت خام ثابت کرده که همه ناکارآمدی های اقتصادی کشور ناشی از تحریم نیست، بلکه تحریم نمایی لخت از میزان و قدرت توانایی اداره کشور را توسط نظام بوروکراسی داخلی به تصویر کشیده است و به وضوح ثابت کرده در سایه منابع بدون زحمت ارزی نفت و عدم توجه به منابع انسانی و حذف شایسته سالاری طی سال های متمادی، کشور قادر به استمرار فعالیتهای عادی اقتصادی نیست. نرخ تورم کالاهای تولید داخل که نیازی به مواد اولیه خارجی نداشته و همچنین انفجار قیمت مسکن در کشور که کالایی غیرقابل مبادله تلقی می شود، مثال هایی از این دست است که می تواند درس بزرگ تحریم پسابرجامی باشد. زیرا که، طی سه دهه دسترسی به منابع سرشار نفتی و سهولت دسترسی و هزینه آن و درسایه رانت همین منابع نفتی، باعث شده بود سیاست مداران و برنامه ریزان، خود را بی نیاز از بکارگیری نیروهای توانمند و متخصص بدانند و با دامن زدن به انواع انتصابات و ارتقائات غیرعلمی و نادیده گرفتن علوم اقتصادی و مدیریتی و بسط خاندان سالاری و رابطه سالاری و اضمحلال نظام شایسته سالاری باعث شده اند تا کشور در چنین شرایطی نتواند متغیرهای اقتصادی خود را در شرایط عادی حفظ کند. بدون شک چنانچه به این موضوع توجه می شد و لااقل نیروهای کارآمد و متخصص بکار گرفته می شدند امروز، کشور شاهد این همه نابسامانی و از هم گسیختگی اقتصادی نمی بود. هر چند بررسی ها نشان می دهد این درس سنگین دو بار برای کشور تجربه شده است و متاسفانه هر دوبار نیز به اصل پیام و فرصت تحریم توجه نشده است. آمار و ارقام عملکرد اقتصادی به وضوح نشان می دهد که تحریم سال 1391 و 1397 در دولت متفاوت، نتایج کاملا مشابه اقتصادی داشته است که در راس آن، تنزل شدید ارزش پول ملی ، منفی شدن نرخ تولید ملی و ظهور فرصت طلبان و رانت خواران تحریمی تجربه مشترک دو تحریم ذکر شده می باشد.