پایگاه خبری حسنا - آخرين عناوين یادداشت ها :: نسخه کامل http://www.hosnanews.ir/Notes Thu, 29 Jun 2017 04:55:52 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 /skins/default/fa/normal1/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه خبری حسنا http://www.hosnanews.ir/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری حسنا آزاد است. Thu, 29 Jun 2017 04:55:52 GMT یادداشت ها 60 ترور احمدی نژاد؛ بازی جدید جریان انحرافی ! http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/377/ترور-احمدی-نژاد-بازی-جدید-جریان-انحرافی 1- زمانی که احمدی نژاد رئیس دولت بود ، هر وقت احساس می کرد که حضورش در رسانه های داخلی و خارجی کمرنگ شده ، دست به کارهای عجیب و غریب می زد ؛ از جمله این کارها برای بازگشت به صدر اخبار «ادعای ترور» بود : خرداد 1387 احمدی نژاد اولین بار این ادعا را مطرح کرد: « براساس اطلاعات موثق، دشمنان طرح ربودن و ترور خادم ملت را در سفر به عراق برنامه ريزي كرده بودند » . مرداد 1389 ، ادعا کرد که «صهيونيست‌هاي احمق آدم اجير كردند كه مرا ترور كننند» . فروردین 1390 ادعا شد که فردی در اینترنت گفته قصد ترور احمدی نژاد را دارد ! و... 2- «ترور احمدی نژاد» همواره وسیله ای بوده برای افزایش محبوبیت احمدی نژاد : وقتی «عبدالمالک ریگی » جنایت می کند و تنفر از او در داخل کشور به نهایت درجه می رسد ، داستان «برنامه ریزی ریگی برای ترور احمدی نژاد » بعد از چند سال در بوق و کرنا می شود ؛ در آستانه انتخابات ریاست جمهوری 1388 و بعد از مناظره مهندس موسوی و احمدی نژاد ، قاسم روانبخش از شاگردان مصباح یزدی ادعا کرد که بعد از این مناظره اسرئیل ، احمدی‌نژاد را ترور می‌کند! علی اکبر جوانفکر نیزدر روزهایی که احمدی نژاد دیگر فروغی نداشت (تیر 1394) اعلام کرد: « ممکن است خدای ناخواسته ، دکتر احمدی نژاد را حتی ترور فیزیکی کنند و او را از مردم و انقلاب بگیرند اما هرگز قادر به حذف یاد و نام نیک او در دلهای پاک مردم نخواهند شد»! 3- در ویدیوی سه نفره ای که احمدی نژاد ، مشایی و بقایی در اسفند سال گذشته انتشار دادند ، وقتی مشایی درباره حضور دوباره احمدی نژاد و بقایی در انتخابات سخن می گفت ، بقایی یک جمله عجیب گفت: «آخر حماسه بالاخره یک نفر باید فدا شود»! این جمله پرابهام بقایی ، در آن روزها فقط به عنوان یک جمله بی معنی از او تلقی شد ، اما می توان آن را بخشی از یک بازی دانست. 4- پس از اعلام نتیجه احراز صلاحیتها توسط شورای نگهبان در فروردین ماه گذشته ، جریان انحرافی وقتی فهمید که به رغم تبلیغاتش ، رد صلاحیت احمدی نژاد هیچ واکنشی در جامعه نداشت ، با انتشار خبری دیگر درباره احمدی نژاد بازی را ادامه داد : ساختمان تیم حفاظت احمدی نژاد در کنار محل زندگی او تخلیه شده و دیگر از او محافظت نمی شود . این در حالی بود که احمدی نژاد تا قبل از آن همواره ادعا می کرد که اصلا محافظ نمی خواهد و افتخارش این است که بین مردم است ؛ اما یکباره موضوع حفاظت از احمدی نژاد برای اطرافیانش مساله ای حیاتی شد ! 5- مظلوم نمایی در قبال عدم حفاظت از احمدی نژاد ادامه دارد ؛ شماره حسابی برای واریز پول از طرف مردم برای حفاظت از احمدی نژاد اعلام شده است ؛ اطرافیان احمدی نژاد می دانند که موضوع حفاظت با داشتن پول حل نمی شود ؛ اما با این کار عجیب باز هم این موضوع را ؛ حتی به شکل تمسخر آمیز ، بین مردم زنده کردند ! نتیجه : بازی جدید جریان انحرافی می تواند پایان تلخی داشته باشد . وقتی برای افرادی حضور در صدر اخبار و مطرح بودن و مطرح ماندن از هر ارزش دیگری بالاتر باشد ، احتمال هیچ اقدامی در این راستا بعید نیست . ]]> یادداشت ها Thu, 01 Jun 2017 10:14:23 GMT http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/377/ترور-احمدی-نژاد-بازی-جدید-جریان-انحرافی غذایم سوخت؛ چون به روحانی رای دادم! http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/376/غذایم-سوخت-چون-روحانی-رای-دادم به عنوان یک پرسپولیسی از باخت تیم فوتبال استقلال، آن هم با آن نتیجه عجیب و غریب در مقابل رقیب اماراتی، هم ناراحت شدم و هم شگفت زده. با خودم دنبال دلایل باختش می گشتم. مصدومیت و تعویض ناخواسته بازیکنان عامل اصلی بود یا این که استقلال از اول با هدف کسب نتیجه مساوی در خانه حریف به زمین رفته بود؟ ساعاتی بعد فهمیدم که بیهوده دنبال دلیل باخت استقلال می گردم. چون دلیل شکست کاملا روشن بود و من متوجه نشده بودم : حمایت استقلالی ها از دکتر حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری! منتقدان دولت که از کاه، کوه می سازند و آسمان و ریسمان به هم می بافند تا با سفسطه گری به اهدافشان برسند، این بار بد جوری به خاکی زده بودند. از خبرگزاری فارس تا روزنامه صبح نو، از حامیان ابراهیم رئیسی گرفته تا حامیان محمدباقر قالیباف، شکست استقلال را به حمایت سرمربی و برخی بازیکنان این تیم از روحانی نسبت دادند. برخی از نوشته ها لحنی طنز داشت. هرچند هیچ طنزی خالی از واقعیت نیست. مثلا یکی نوشته بود "کلا افرادی که با دولت روحانی رفت و آمدشون زیاد میشه اهل تعامل و عقب نشینی یک طرفه با خارجی ها میشن. خب منصوریان هم از این قاعده مستثنی نیست!" اما لحن جدی و کنایه آمیز برخی عجیب و غیرقابل باور بود. فارس پلاس وابسته به خبرگزاری فارس نوشت : "حامیان روحانی سنگین ترین شکست تاریخ ایران مقابل کشورهای عرب را رقم زدند". آن لحن طنز، در اینجا به واقعیت تبدیل شده و حمایت از روحانی، عملا شده بود علت شکست استقلال! اما توئیت مدیرمسوول روزنامه صبح نو را می توان اعجاب انگیز ترین موضع گیری اصولگرایان در قبال شکست استقلال دانست. اینکه می گویم موضع گیری اصولگرایان دلیلش این است که صبح نو، از تندروترین روزنامه های مخالف دولت است که توسط تیم رسانه ای محمدباقر قالیباف پایه گذاری شد و پس از حمایت از او، به حمایت از ابراهیم رئیسی پرداخت. از این جهت موضع مدیرمسوول این روزنامه جالب است. او نوشت : "استقلال سنگین ترین شکست تاریخ ایران در قبال یک کشور عربی را رقم زد. این همون تیمیه که حامی دولت روحانی بود. ورزش از سیاست جدا نیست؛ هست؟" فرشاد مهدی پور، مدیرمسوول روزنامه صبح نو، آنگونه که در پروفایل او ذکر شده، دارای دکترای سیاستگذاری فرهنگی و عضو هیات علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی است. "سیاست‌ فرهنگی"‌ به‌ طور عام‌ بر ارزش ها و اصولی‌ که‌ موجودات‌ اجتماعی‌ را در مسائل‌ فرهنگی‌ هدایت‌ و راهنمایی‌ می‌کند، اطلاق‌ می‌شود و سیاستگذاری فرهنگی هم ناظر بر همین هدایت و راهنمایی در امور فرهنگی است. اگر از همه حواشی درباره مدیرمسوول روزنامه صبح نو بگذریم، از کنار یک موضوع نمی توانیم بی تفاوت عبور کنیم : واقعا سطح تحلیل فردی که دارای مدرک دکترای سیاستگذاری فرهنگی است، درباره ارتباط فوتبال به عنوان مقوله ای اجتماعی – فرهنگی، با سیاست، اینگونه است؟ در حوزه ای فراتر، نگرش های سراسر تهاجمی روزنامه صبح نو که طبیعتا بازتاب دهنده نگرش های مدیرمسوول این روزنامه است، آیا نشانه ای از تمایلات فردی که دارای مدرک دکترای سیستگذاری فرهنگی است و در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی هم به عنوان عضو هیات علمی حضور دارد نیست؟ وای به حال پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه "اسلامی" که عضو هیات علمی آن از چنین سطح تحلیل در صفحه شخصی خود و البته چنین روحیه تهاجمی در رسانه ای عمومی در قالب یک روزنامه برخوردار است. شکست برای منتقدان دولت بسیار گران تمام شده و بازهم باید منتظر اینگونه واکنش ها باشیم. واکنش هایی که طیف وسیعی، از نگرانی آنها از تخلف در انتخابات، تا ربط دادن شکست فوتبالی استقلال به حمایت سرمربی و برخی بازیکنان این تیم از دولت روحانی را شامل می شود و احتمالا به زودی سطحی نازل تر هم پیدا خواهد کرد. مثل ربط دادن سوختن غذای یک خانم خانه دار به حمایتش از حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری! ]]> یادداشت ها Thu, 01 Jun 2017 10:12:37 GMT http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/376/غذایم-سوخت-چون-روحانی-رای-دادم دستاوردهای یک سفر منطقه ای http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/372/دستاوردهای-یک-سفر-منطقه انتخابات با شکوه 29 اردیبهشت بی شک برگ زرین دیگری از دموکراسی خواهی ایرانیان را رقم زد و امنیت ملی و ثبات کشور را در منطقه پر آشوب خاورمیانه بیش از پیش به منصه ظهور رساند . در روزی که مردم ایران سرنوشت خود را با یکی از بدیهی ترین شیوه های دموکراسی، یعنی مراجعه به صندوق آراء ترسیم می کردند، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا سفر منطقه ای خود را با دیدار از عربستان سعودی که ساختار سیاسی آن از قدیمی ترین شیوه های حکمرانی آمرانه است، آغاز کرد . در این خصوص چند نکته را یادآور می شوم : ۱- شاید برنامه ریزی این سفر و تقارن آن با انتخابات ریاست جمهوری ایران بی دلیل نبوده باشد. چرا که در صورت مشارکت سطح پایین مردم در انتخابات یا بروز حوادثی در فرایند آن یا انتخاب نامزدی با نگرش های غیراعتدالی می توانست زمینه مناسبی برای بهره برداری از نمایش ضد ایرانی ترامپ در کشور سعودی را فراهم آورد. اما خوشبختانه با نمایش درخشان مردم در صفوف طولانی صندوق های رای و انتخاب راه اعتدال در عرصه دیپلماسی، صحنه گردانان این نمایش در رسیدن به اهداف خود دچار مشکل شدند، به حدی که صدای خبرنگار آمریکایی نیز در آمده و در توییتی منتقدانه سفر رئیس جمهور کشورش را به عربستان سعودی زیر سوال برد. ۲- در این سفر و در چارچوب دیدار های سران دو کشور، دو طرف به حکومت ایران انتقادات فراوانی را وارد کردند. این درحالی است که ساختار سیاسی عربستان، دارای یک سیستم پادشاهی بسته و با تصمیم گیرانی دودمانی و موروثی است که درآن مردم عربستان به هیچ وجه در تصمیم گیری ها به حساب نمی آیند. هر چند ممکن است گفته شود شهروندان این کشور از رفاه نسبی برخوردارند،اما باید گفت تا کجا جامعه عربستان در آرزوی مراجعه به صندوق آرا به سر خواهد برد؟ بی شک دیر زمانی طول نخواهد کشید که چه از جهت گسترش آگاهی های مدنی در بعد داخلی و چه با فشارهای خارجی در زمینه های دموکراسی خواهی و حقوق بشری البته پس از فروکش کردن ذخایر نفت و گاز این کشور، بحران بزرگی جامعه عربستان و ساختار سیاسی حاکمان سعودی را در بر خواهد گرفت. ۳-دونالد ترامپ در شعارهای انتخاباتی خود مطرح کرده بود که هدفش ایجاد اشتغال برای شهروندان آمریکایی ست و حقیقتا با سفر به عربستان البته با چاشنی ایران هراسی و با نهایی کردن قرارداد نجومی فروش تسلیحات، توانست زمینه های تحقق شعار ایجاد اشتغال برای شهروندان آمریکایی البته از جیب شهروندان سعودی را محقق سازد و باید گفت که در این زمینه دستاوردهای ارزشمندی را با خود به آمریکا برده است. ۴-شاه سعودی که از حضور ترامپ در کشورش به وجد آمده بود، در بیاناتی گستاخانه ایران را محور تروریسم دانست و به مداخله در امور داخلی کشورهای منطقه محکوم کرد و تغییر رفتار ایران را زمینه ساز حل مشکلات کشورش با ایران دانست. باید به پادشاه سعودی یادآور شد که به جای ایراد اتهام به ایران با تصور حمایت آمریکایی ها، با نگاهی واقع بینانه به منطقه و درس آموزی از تاریخ ایران و امروز که به رای و نظر و پشتوانه مردمی اتکا دارد، از لفاظی ها دست برداشته و راه مناسبی را در جهت حل و فصل مسائل خود با ایران که به گواه همگان، قدرتی تاثیرگذار در منطقه محسوب می شود، بیابد. ۵- اما در ایران پاسخ رئیس جمهور در مصاحبه خبری با رسانه های داخلی و خارجی، بسیار بجا و البته آزار دهنده برای عربستان سعودی و میهمان آمریکایی اش بو. آنجا که دکتر حسن روحانی به کنایه از حمایت های میلیاردی دولت عربستان از صدام و بی نتیجه بودن آن و همچنین توانمندی ایران در تولید سلاح در داخل از یک سو و وابستگی سعودی ها به مستشاران آمریکایی در استفاده از سلاح های خریداری شده از آمریکا از سویی دیگ، پرداخت. یا توییت دکتر ظریف به طرف آمریکایی مبنی بر اینکه ، آمریکا ییها در خصوص عدم تکرار حادثه یازده سپتامبر با عربستانی ها مذاکره کنند. همه اینها نشان داد که انتخاب مجدد مردم در تداوم دیپلماسی تدبیر و امید، چه زود آثارش را نمایان کرده است. در جمع بندی باید گفت که علیرغم وجود مشکلات متعدد در روابط ایران و عربستان، تجربه تاریخی منطقه مهم خاورمیانه به ما نشان می دهد که حضور قدرتهای خارجی و فرا منطقه ای هر چند برای آنان سرشار از سودهای کلان خواهد بود، اما نمی تواند تعادل در مناسبات کشورهای منطقه ایجاد کند و خود این کشورها هستند که باید با نگاهی عقلایی و واقع بینانه در چارچوب روابط حسنه و برد – برد ، از یک سو از مداخلات بیش از پیش قدرتهای بزرگ کاسته و از سوی دیگر منطقه پر آشوب خاورمیانه را با محوریت کشورهای مهمی نظیر ایران و عربستان به ساحل آرامش و ثبات برسانند. *عضو هیات علمی دانشگاه ]]> یادداشت ها Wed, 24 May 2017 19:42:50 GMT http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/372/دستاوردهای-یک-سفر-منطقه چه کسانی باعث باخت رییسی شدند؟ http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/371/کسانی-باعث-باخت-رییسی-شدند 1- جمنا: جمعیتی که چند ماه پیش تشکیل شد تا کاندیدای واحدی برای اصولگرایان معرفی کند . اصرار این جمعیت برای کاندیداتوری ابراهیم رییسی در حالی بود که رییسی پیشینه اجرایی چندانی نداشت و کارنامه مدیریتی او هم چشمگیر نبود ؛ همچنین رییسی اطلاع بسیار کمی در مسائل سیاسی ، اقتصادی و بین المللی داشت که او را گزینه ای نامطلوب برای ریاست جمهوری نشان می داد.جمنا ولی به این واقعیت اعتنایی نکرد و رییسی را به سمت انتخاباتی که از قبل باختش معلوم بود ، هل داد! 2-قالیباف: محمدباقر قالیباف زمانی انصراف داد که به علت بی اخلاقی مفرط در مناظره ها و مصاحبه ها ، ریزش شدید آرا داشت . با این حال انصرافش می توانست به نفع رییسی باشد ؛ اما مشکل از جایی شروع شد که رییسی ، قالیباف را همراه خویش به بزرگترین تجمع انتخاباتی خویش در مصلای تهران برد و دست او را بلند کرد! به این ترتیب خود را در بی اخلاقی های زننده قالیباف شریک کرد و ریزش آرای قالیباف به او منتقل شد. 3- احمدی نژادی‌ها: اعضای اصلی ستاد رییسی را نزدیکان احمدی نژاد تشکیل می دادند و به این ترتیب این پیام به مردم منتقل شد که رییسی میراث دار احمدی نژاد است . با این حال رییسی بدون تشخیص این موضوع چند بار از روحانی خواست که با احمدی نژاد مناظره کند . در واقع رییسی ، به تبلیغ تقابل روحانی – احمدی نژاد دامن می زد ، غافل از اینکه انزجار از احمدی نژاد به او منتقل می شود. 4- خود رییسی: رییسی یک سال قبل از انتخابات به ریاست آستان قدس رضوی منصوب شده بود و در طول تبلیغات انتخاباتی تناقضی بزرگ را دائم تکرار می کرد : «من بهترین شغل دنیا را دارم ؛ خادمی امام رضا (ع) ». به این ترتیب بی تجربگی او در مسائل اجرایی ، سیاسی ، اقتصادی و بین المللی با ترجیح مقام ریاست جمهوری بر خادمی امام رضا (ع) جمع شد و این پیام را منتقل کرد که او چندان به ارزشهای اسلامی توجه ندارد. دیدار او با تتلو این موضوع را روشن تر کرد و نتیجتا به باخت او منجر شد. ]]> یادداشت ها Wed, 24 May 2017 19:41:18 GMT http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/371/کسانی-باعث-باخت-رییسی-شدند تفاوت پیروزی اصلاح طلبانه ما و شکست اصولگرایانه آنها http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/370/تفاوت-پیروزی-اصلاح-طلبانه-شکست-اصولگرایانه ما پیروز شدیم. تفکر اصلاح طلبانه پیروز شد تا تفکر اصولگرایانه شکست بخورد. شکستی که اگرچه 15 میلیون رای هم برای کاندیدای اصولگرایان به همراه داشت، اما به نظرم پیروزی ما ارزشی بیش از 23 میلیون رای روحانی داشت و سنگینی شکست آنها هم سنگین تر از یک شکست در آرا بود. چه بسا آنها که رای 15 میلیونی خود را نگاه می کنند، به آن ببالند و افتخار کنند. اما یک تفاوت مهم وجود دارد بین آرای ما و آنها، و بین پیروزی اصلاح طلبانه ما و شکست اصولگرایانه آنها. تفاوتی که عمقش خیلی بیشتر از 8 میلیون رای تفاوت بین روحانی و و رئیسی است. اصلاح طلبان 23 میلیون رای آوردند اما برای به دست آوردن این تعداد رای از اصول خود تخطی نکردند. روحانی، وعده بزرگی نداد. نگفت که یارانه ها را زیاد می کند. نگفت که به بیکاران پول می دهد. نگفت که بیکاری را ریشه کن می کند. روحانی مثل چهار سال پیش بود. او درروغ نگفت. وعده های عجیب و غریب نداد. شعارهای پوپولیستی نداد. با اینکه مخالفانش می گفتند لغو تحریمها فایده ای برای مردم نداشت، در آخرین مناظره تلویزیونی باز هم از تلاش برای لغو باقیمانده تحریمها گفت. در نهایت هم رئیس دولت اصلاحات پیام داد و همه حامیان روحانی، آنها که مسیر تدبیر و امید و عقلانیت را انتخاب کرده اند، به امید آینده ای بهتر، به پای صندوق های رای رفتند و حماسه آفریدند. روحانی اگر وعده افزایش یارانه و کارانه و ریشه کن کردن بیکاری می داد، شاید بیش از 23 میلیون رای هم می آورد. ولی او برای اعتماد مردم ارزش قائل شد و وعده ای نداد که غیرعملی باشد. اصلاح طلبان و اعدال گرایان برای کسب آرای مردم، از اصول اصلاح طلبانه خود تخطی نکردند و 23 میلیون رای خالص اصلاح طلبانه را با تاکید بر حرکت کشور در مسیر عقلانیت، و نه شعر و شعار، کسب کردند. اما اصولگرایان برای کسب پیروزی به هر حربه ای متوسل شدند. وعده سه برایر شدن یارانه دادند. گفتند به بیکاران ماهانه 250 هزار تومان پول می دهند. وعده غیرعملی ایجاد 5 میلیون شغل دادند. غذا و پول و به قول حسن روحانی، نبات امام رضا (ع) را به روستاها فرستادند. در شعارهای پوپولیستی و عوام فریبانه، از سلف خود احمدی نژاد هم سبقت گرفتند و به این فکر نکردند که چه رای بیاورند و چه رای نیاورند، تکلیف این همه انتظار انباشته شده در بین مردم، که حاصل این همه وعده و پول پاشی بود چه می شود؟ به این هم اکتفا نکردند. قالیباف که در مناظره اول، اسحاق جهانگیری را مواخذه کرد که چرا به عنوان کاندیدای پوششی وارد عرصه انتخابات شده و وقتی قرار است به نفع روحانی کناره گیری کندچرا وقت مردم را تلف می کند؛ خودش زودتر از جهانگیری به نفع رئیسی انصراف داد تا نشان دهد قول و گفتار اصولگرایانه، وقتی پای منافع در میان باشد، ارزشی ندارد. همانطور که پیش از انتخابات گفته بود کاندیدا نمی شود و بعد کاندیدا شد. قالیباف، بی ثباتی گفتار اصولگرایانه را در این انتخابات اثبات کرد. اما این پایان ماجرا نبود. اصولگرایان برای کسب رای، دست به دامن امیرحسین مقصودلو، معرف به تتلو شدند. همان خواننده زیرزمینی که چند ماهی هم در زندان بود. رئیسی، داماد علم الهدی، که هر دو با برگزاری کنسرت خواننده های مجاز هم در مشهد مخالف بودند و در 4 سال اخیر، اجازه برگزاری یک کنسرت هم در مشهد نداده بودند، ناگهان شدند حامی موسیقی؛ آن هم از نوع زیرزمینی! دیدار تتلو و ابراهیم رئیسی، آخرین میخ بر تابوت اصولگرایان در انتخابات 96 و مهمتر از آن، ادعاهای اصولگرایانه آنها بود. اصولگرایان نشان دادند برای نیل به هدف، به اصول خودشان هم پایبند نیستند و شاید بهتر باشد در اسمشان هم تجدیدنظر کنند. بله! تفاوت پیروزی اصلاح طلبانه ما و شکست اصولگرایانه آنها، در همین اصولی بود که ما اصلاح طلبان به آن پایبند ماندیم، اما اصولگرایان به آن پایبند نماندند. تفاوت رای ما و آنها عمیق تر از 8 میلیون رای است. تفاوتی به اندازه پایبند بودن و پایبند نبودن به اصول. ]]> یادداشت ها Wed, 24 May 2017 19:40:21 GMT http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/370/تفاوت-پیروزی-اصلاح-طلبانه-شکست-اصولگرایانه اردیبهشت 96 و انتخاب سرنوشت‌ ساز ملت (26) http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/360/اردیبهشت-96-انتخاب-سرنوشت-ساز-ملت-26 فصل پنجم: سیاست‌های کلی انتخابات ابلاغی رهبر معظم انقلاب مبحث دوم: لزوم تصویب قوانین جدید انتخاباتی الف- بهره‌گیری از فناوری‌های نوین برای سرعت، سلامت و شفافیت نتایج  بند دوازدهم از سیاست‌های کلی انتخابات ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری بر ضرورت استفاده از فناوری‌های نوین برای سرعت بخشیدن به اعلام نتایج و تضمین هرچه بیشتر سلامت و شفافیت انتخابات تاکید نموده و می‌گوید: «بهره‌گیری از فناوری‌های نوین در جهت حداکثرسازی شفافیت، سرعت و سلامت در اخذ و شمارش آراء اعلام نتایج.» در زمینه بند دوازدهم سه نکته را یادآور می‌شوم: 1- شکی نیست که استفاده از ابزار نوین و فناوری‌های جدید می‌تواند حداکثر نتایج انتخابات ریاست جمهوری را در سراسر کشور درکمتر از پنج یا شش ساعت به اطلاع همه مردم یا همان رای دهندگان برساند. کما اینکه نتایج انتخابات شوراها و یا مجلس شورای اسلامی با استفاده از ابزار جدید، در کلان شهری همانند تهران می‌تواند حداکثر در کمتر از دو سه ساعت پس از پایان شمارش آرا مشخص شود. 2- بحث سلامت و شفافیت انتخابات از دیگر دستاوردهای استفاده از فناوری‌های مدرن محسوب می‌شود. ناگفته پیداست که شرط شمارش آرا به صورت دستی و بدون استفاده از رایانه اگر هم شبهه تقلب را در پی نداشته باشد قطعا به دلیل امکان خطای انسانی به مراتب ضربه‌پذیر از شیوه بهره‌گیری از فناوری‌های مدرن است و برعکس اگر انتخاباتی به صورت رایانه‌ای برگزار شود قطعا راه هرگونه تقلب و حاشیه‌سازی برای انتخابات چه در اخذ آرا و چه در شمارش آرا مسدود خواهد شد. 3- متاسفانه علی‌رغم اعلام آمادگی وزارت کشور انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم به دلیل عدم پذیرش شورای نگهبان همچنان غیر رایانه‌ای برگزار می‌شود. هرچند گفته می‌شود در برخی استانها و شهرها در انتخابات سالجاری انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا احتمالا به صورت رایانه‌ای برگزار می‌شود؛ اما به هرحال پرسش این است که چرا علی‌رغم گذشت بیش از هفت ماه از ارائه طریق و رهنمود رهبر معظم انقلاب، این سیاست راهبردی نیز جامه عمل به خود نپوشانده است. آیا بهتر نیست به صراحت کامل در لایحه جامع قانون انتخابات قانونی تصویب شود که برگزاری انتخابات صرفا باید از طریق رایانه و بهره‌گیری از فناوری‌های نوین باشد!؟ ب- آزادی انتخابات و حق‌الناس بودن رای مردم بند پانزدهم از سیاست‌های کلی بر پاسداری از حق انتخاب آزادانه افراد و صیانت از آرای مردم به عنوان حق‌الناس تاکید نموده و می‌گوید: «پاسداری از آزادی و سلامت انتخابات و حق انتخاب آزادانه افراد و صیانت از آرای مردم به عنوان حق‌الناس در قانونگذاری، نظارت و اجرا و نیز رعایت کامل بی‌طرفی از سوی مجریان و ناظران و برخورد موثر با خاطیان.» در زمینه بند پانزدهم هرچند در فصل اول در موضوع اصول و مبانی حاکم برانتخابات به تفصیل در مورد آزادی در انتخابات و همچنین موضوع حق‌الناس بودن رای مردم سخن گفتیم؛ اما دو نکته کوتاه را که قانونگذار باید با وضع قانون در مورد آن چاره اندیشی نماید گوشزد می‌کنیم. 1- باید در قانون جامع انتخابات، تمامی قوانین و مقررات به گونه‌ای تنظیم شود که هیچگونه تضییع حقوق مردم در هیچ انتخاباتی چه انتخابات ریاست جمهوری و چه انتخابات شوراها و یا مجلس شورای اسلامی و یا خبرگان صورت نگیرد. ناگفته پیداست که حق‌الناس بودن رای مردم با بررسی قوانین در تمامی مراحل انتخابات مطرح است از دستگاه‌های اجرایی و نظارتی و امنیتی و اطلاعاتی و تبلیغاتی گرفته تا مبحث احزاب و تشکل‌های سیاسی و داوطلبان و ستادهای نامزدهای انتخاباتی و افراد معمولی. به عنوان مثال اگر حق مردم در یک مناظره نادیده گرفته شد باید قانونگذار پیش‌بینی‌های لازم را به عمل آورد. 2- بحث بسیار مهم موضوع برخورد موثر با خاطیان است. راستی چه مجازات یا تمهیداتی برای پایمال کنندگان حق‌الناس در انتخابات در قوانین موجود پیش‌بینی شده است؟ گاهی تضییح حقوق مردم ممکن است به اندازه‌ای باشد که هیچ راهی جز ابطال انتخابات چه در انتخابات شوراها و یا انتخابات ریاست جمهوری باقی نماند. آیا نباید در قانون جامع انتخابات به گونه‌ای قانونگذار برخورد کند که اولا هیچکس جرات دست‌اندازی به حق‌الناس نداشته باشد و ثانیا ناقضان حق‌الناس به اشد مجازات برسند؟ به هرحال روح حاکم برتمامی قوانین باید همان حق‌الناس بودن رای مردم باشد و برای تمامی خاطیان و همه ناقضان این حق‌الناس مجازات قانونی پیش‌بینی شود. ج- ممنوعیت ورود نیروهای مسلح و قوای سه‌گانه در دسته‌بندی‌های انتخابات بند شانزدهم از سیاست‌های کلی انتخابات، ورود نیروهای مسلح و قوای سه‌گانه را در دسته‌بندی‌های سیاسی و جناحی انتخاباتی ممنوع دانسته و می‌گوید:«ممنوعیت ورود نیروهای مسلح، قوای سه گانه اعم از وزارتخانه‌ها و دستگاه‌های تابعه آنها، دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی، سازمانها، نهادها و شرکت‌های دولتی و نهادهای عمومی در دسته‌بندی‌های سیاسی و جناحی انتخاباتی و جانبداری از داوطلبان.» در زمینه بند شانزدهم نیز نگارنده تاکنون بارها در سخنرانی‌ها و حتی تذکرات قانونی در مجالس هشتم و دهم نکات فراوانی گفته است. خوشبختانه مسوولان عالی رتبه و فرماندهان سپاه و بسیج برای دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بارها متذکر شده‌اند که هیچ یک از افراد و مراکز نظامی و کادرهای ارتش و سپاه و بسیج حق دخالت در انتخابات ندارند. زیرا نه تنها در قوانین و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب موضوع ممنوعیت دخالت در انتخابات احزاب و جناح‌بندی‌های سیاسی مطرح شده است بلکه امام خمینی(ره) در بند «لام» وصیت‌نامه سیاسی الهی خویش به صراحت بر ممنوعیت این موضوع تاکید فرموده است که امیدواریم در قانون جامع انتخابات ساز و کار چنین ممنوعیت و نحوه برخورد با دخالت کنندگان نظامی در انتخابات پیش‌بینی شود. بلکه برای دخالت قوای سه گانه نیز حتما پیش‌بینی مجازاتهای قانونی انجام شود. انشاء الله والسلام ]]> یادداشت ها Sun, 07 May 2017 07:08:18 GMT http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/360/اردیبهشت-96-انتخاب-سرنوشت-ساز-ملت-26 نامزدهای محترم اصولگرا، کارنامه شما چیست؟! http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/359/نامزدهای-محترم-اصولگرا-کارنامه-چیست موضوعی که در مناظره دوم از سوی مخالفان دولت پیگیری می شد ، نقد و تخریب عملکرد چهار ساله دولت روحانی بود ؛ سه کاندیدای جناح مدعی اصولگرایی بدون اینکه اشاره ای به برنامه های خود (اگر برنامه ای وجود داشته باشد) کنند ، دائم از دولت می خواستند که درباره عملکرد خود توضیح دهد که تا حد مقدور ، حسن روحانی و جهانگیری به ایرادات پاسخ گفتند ؛ اما موضوعی که در این میان ناگفته باقی ماند ، این بود که فقط دولتمردان امروز کشور نیستند که کارنامه ای در پشت سر دارند و باید پاسخگوی آن باشند ؛ همه کاندیداها در طول سه – چهار دهه گذشته در نظام دارای مسئولیت های متعدد بوده اند و اگر قرار است حسابرسی شود ، باید آنها هم پاسخگوی رفتار خویش باشند . 1-ابراهیم رئیسی فقط یک سال است که به تولیت آستان رضوی منصوب شده و با تکیه بر همین موضوع سعی دارد مسئولیت های سابق خود را کتمان کند . دادستانی کل کشور و نایب رئیسی قوه قضائیه پست کمی نبوده است و رئیسی باید پاسخ دهد در سالهایی که بر این صندلی ها تکیه زده چه کرده است ؟ در طول این سالها قوه قضائیه چقدر در مقابله با فساد موفق بوده است ؟ مثلا زمانی که در دولت احمدی نژاد ، اختلاسهای چند هزار میلیاردی اتفاق افتاد ، قوه قضائیه توانست با این موارد ، آن طور که زیبنده نظام است مقابله کند؟ خروج محمود خاوری (مدیر کل بانک ملی دولت احمدی نژاد و متهم فساد 3 هزار میلیاردی ) از کشور چگونه اتفاق افتاد ؟! چرا تا قبل از تشکیل دولت روحانی ، کسی مانع فعالیت بابک زنجانی نشد ؟! آیا قوه قضائیه در طول سالهای مسئولیت رئیسی توانسته سیستم اداری مقبولی داشته باشد ؟ اصلا کنش و فعالیت رئیسی در مسئولیت خود چه اندازه بوده است ؟! آیا او در مقابل انتقادات سعه صدر داشته است ؟ آیا هیچ وقت کارنامه ای به مردم ارائه داده است ؟ آیا هیچ گاه گزارشی از کارهای خود به مردم داده است ؟ آیا خود را در معرض انتقاد قرار داده است؟! آیا اجازه می دهند یک هزارم نقدی که به دولت روحانی شده است درباره عملکرد ایشان شود؟! 2-محمدباقر قالیباف 12 سال متوالی است که شهردار تهران است . عملکرد او در طول این سالها در معرض دید مردم است ؛ کسی که در ماجرای فروریختن پلاسکو ، حتی یک عذرخواهی ساده از مردم و خانواده کشته شدگان آن حادثه نکرد . قالیباف هم باید توضیح دهد که در طول این سالها ، مدیریتش چه بر سر تهران آورده است ؟! ایا توانسته مانع تخلفات شهری و شهرداری شود؟ در طول این سالها چقدر از محیط زیست تهران کم شده و به جای آن برجهای کارشناسی نشده به تهران اضافه شده است؟ برای معضلات تهران مثل ترافیک و آلودگی هوا چه کرده است ؟! اصلا همه اینها به کنار ، در داستان «املاک نجومی » چرا تخفیف های میلیونی و میلیاردی به افراد خاص داده شده است و بعد هم با لابی گری مانع از تحقیق و تفحص مجلس و شورای شهر شدند؟! آیا امروز تهران ، بعد از دوازده سال مدیریت قالیباف و تیمش ، اصلا جای زندگی کردن است ؟! 3-مصطفی میرسلیم انسان ساده ای است که افکاری پیچیده ندارد ؛ او تکنیسین موتورهای درون سوز است و باید متخصصان در این امر راجع به توانای او در این باره سخن بگویند اما در کنار آن ، عضو مجمع تشخیص مصلحت بوده و وزیر ارشاد بوده است . آیا واقعا میرسلیم امروز می تواند از کارنامه اش در وزارت ارشاد دفاع کند؟! برای مثال می توان از بلایی که میرسلیم بر سر بازار نشر کتاب آورد ، سخن گفت ؛ در آن دوران از یک سو کتابهای نویسندگان بزرگ این کشور مجوز چاپ نمی گرفت و از سوی دیگر کتاب معشوقه محمدرضا پهلوی مجوز چاپ می گرفت ! میرسلیم در مجمع تشخیص مصلحت در این سالها چه کرده است ؟ حضور او در این سالها چه منشای اثری داشته است؟ ایا فکر می کند صندلی ریاست جمهوری هم مثل صندلی مجمع تشخیص است که برود روی آن بنشیند و جلسه ای برگزار شود و برخیزد و برود ؟! آیا مملکت را به این صورت می خواهد اداره کند ؟! آیا اداره مملکت برنامه نمی خواهد ؟! آیا او کشور ایران با همه مشکلاتش را به شکل سیستم موتور درون سوز می بیند و این گونه می خواهد کشور را پیش ببرد ؛ آیا میرسلیم می تواند در این خصوص سخن بگوید ؟! ]]> یادداشت ها Sun, 07 May 2017 07:06:06 GMT http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/359/نامزدهای-محترم-اصولگرا-کارنامه-چیست اردیبهشت 96 و انتخاب سرنوشت‌ساز ملت (25) http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/358/اردیبهشت-96-انتخاب-سرنوشت-ساز-ملت-25 فصل پنجم: سیاست‌های کلی انتخاباتی ابلاغی از سوی رهبر معظم انقلاب مبحث دوم: لزوم تصویب قوانین جدید انتخاباتی الف- ارتقای سطح آگهی مردم برای کمک به انتخاب اصلح بند هشتم از سیاست‌های کلی انتخابات ابلاغی از سوی مقام معظم رهبری بر ضرورت ارتقای سطح آگاهی مردم به منظور کمک به انتخاب اصلح تاکید نموده و می‌گوید: «ارتقای سطح شناخت و آگاهی و آموزش‌های عمومی و ترویج هنجار‌‌های انتخاباتی و نهادینه کردن آن در فرهنگ عمومی و تعیین قواعد و ضوابط رقابت سیاسی سالم به منظور افزایش مشارکت و حضور آگاهانه و با نشاط مردم و کمک به انتخاب اصلح». در زمینه این موضوع سه نکته مهم را یادآوری می‌کنیم: 1- هر چند رسانه ملی در تمامی انتخابات تاکنون کوشش‌ها و فعالیت‌ها و اقدامات موثری را به عمل آورده است؛ اما علاوه بر موارد ویژه‌ای همچون کمیسیون تبلیغات انتخاباتی در انتخابات ریاست‌جمهوری و یا خبرگان، چندان ساز و کار مناسبی در قوانین موجود جهت ارتقای سطح آگاهی و آموزش‌های عمومی و تعیین ضوابط رقابت سیاسی سالم و نحوه افزایش مشارکت و چگونگی انتخاب اصلح، پیش‌بینی نشده است. لذا با تصویب قوانین جدید انتخاباتی در لایحه جامع انتخابات می‌‌توان این نقیصه را جبران کرد. 2- متاسفانه عملکرد صداوسیما در برخی دوره‌ها بیش‌از آن که معطوف به انتخاب اصلح باشد بیشتر با هدف افزایش مشارکت برنامه‌ریزی می‌شود و گاهی نیز به دلیل جهت‌دار بودن و جانبداری غیرمنطقی از جریان خاص و یا کاندیداهای خاص نتیجه معکوس می‌دهد! لذا باید در قوانین صداوسیما به خوبی تبیین شود. 3- قانون‌گذار باید به صورت شفاف تکلیف تریبون‌‌ها، مطبوعات و رسانه‌های عمومی و متعلق به بیت‌المال به غیر از رسانه ملی را مشخص کند. اخیرا یکی از اعضای کمیسیون تبلیغات انتخابات ریاست‌جمهوری گفته بود به غیر از صداوسیما سایر رسانه‌های عمومی نیز به شرط رعایت عدالت می‌‌توانند به صورت یکسان در اختیار نامزدهای انتخاباتی باشند! هر چند چنین اظهارنظری قابل خدشه‌ فراوان است؛ اما به هر حال با تصویب قوانین جدید می‌توان در این گونه موارد نیز تعیین تکلیف کرد. ب- رقابت قانونمند احزاب و تشکل‌های سیاسی بند نهم سیاست‌های کلی انتخابات می‌گوید: «تعیین چارچوب‌ها و قواعد لازم برای فعالیت قانونمند و مسوولانه احزاب و تشکل‌های سیاسی و اشخاص حقیقی در عرصه انتخابات مبتنی بر اصول و مبانی نظام جمهوری اسلامی ایران به نحوی که رقابت‌های انتخاباتی منجر به افزایش مشارکت آگاهانه، اعتماد، ثبات و اقتدار نظام شود.» هر چند به تفصیل در فصل اول مربوط به مبانی و اصول حاکم بر انتخابات در مورد «رقابت» و «تحزب» بحث کرده و نیازی به تکرار آن نمی‌بینیم؛ اما بیان سه نکته در اینجا خالی از فایده نیست: 1- بدون شک هر گونه بحث از «دموکراسي مستلزم بحث از «انتخابات» است و هرگونه بحث از «انتخابات» مستلزم بحث از «رقابت» است و هر گونه بحث از رقابت سالم و ضابطه‌مند و جدی نیازمند وجود «احزاب» است و برای آن که نقش احزاب به خوبی در عرصه انتخابات ظاهر شود لازم است که حتما سازوکارهای قانونی انتخابات حزبی به تصویب برسد. به عبارت دقیق‌تر انتخابات واقعی و جدی با ایفای نقش احزاب امکانپذیر است و نقش احزاب زمانی در سطح حکومت و دولت و پارلمان ظاهر می‌شود که قانونگذار انتخابات حزبی را به تصویب برساند. 2- ممکن است گفته شود که بسیاری از احزاب در جمهوری اسلامی ایران هنگام انتخابات فعال هستند و حتی خانه احزاب هم داریم! اما ناگفته پیداست که مراکز قدرت و تصمیم‌گیری و حتی بسیاری از نامزدهای انتخاباتی احزاب را صرفا جهت گرم کردن تنور انتخابات و به صورت زینتی و نمایشی و نردبان دستیابی به قدرت می‌خواهند و پس از برگزاری انتخابات چندان اعتنایی به احزاب ندارند. لذا برای خروج از وضعیت فعلی احزاب در ایران هیچ راهی جز قانونمند کردن رقابت‌های انتخاباتی در قالب احزاب وجود ندارد. 3- در بین نامزدهای انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری صرفا یک نفر از حزب موتلفه کاندیدای حزبی است و پنج نامزد دیگر هر چند ممکن است مورد حمایت یک جریان و جناح سیاسی باشند؛ اما هرگز نامزد حزبی محسوب نمی‌شوند. به عبارت دیگر احزاب اصلاح‌طلب هیچ کاندیدای حزبی نداشته و صرفا می‌توانند از داوطلبان غیرحزبی و اشخاص حقیقی حمایت کنند! ج- ارتقای شایسته‌گزینی با اعلام معیارها و تعریف رجل سیاسی- مذهبی و مدیر و مدبر بند دهم سیاست‌های کلی انتخابات بر ارتقای شایسته‌گزینی تاکید نموده و در پنجمین بخش این بند می‌گوید: «تعریف و اعلام معیارها و شرایط لازم برای تشخیص رجل سیاسی – مذهبی و مدیر و مدبر بودن نامزدهای ریاست جمهوری توسط شورای نگهبان» هرچند نگارنده در فصل سوم مربوط به شرایط اختصاصی داوطلبان ریاست جمهوری به تفصیل در مورد رجال مذهبی و سیاسی و مدیر و مدبر بودن آنان بحث کرده است؛ اما در این زمینه نیز بیان دو نکته خالی از لطف نیست. 1- شکی نیست که شورای نگهبان تنها مرجع تشخیص رجال سیاسی و مذهبی و مدیر و مدبر بودن داوطلبان و سایر شرایط مندرج در اصل 115 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. اما تعریف و اعلام معیارها و شرایط و شاخص‌های این صفات لزوما بر عهده شورای نگهبان نیست بلکه دولت از طریق لایحه قانونی و یا مجلس از طریق طرح قانونی می‌توانند این وظیفه اساسی و موضوع مهمی را که در چهار دهه پس از انقلاب تاکنون مغفول مانده است بر عهده گیرند. هرچند حدود هفت سال است که مصوبه مجلس هشتم در مجمع تشخیص مصلحت نظام گرد و خاک می‌خورد و هیچ نهادی تاکنون پیگیر مصوبه مذکور (که نگارنده در طراحی و ارائه پیشنهادات آن نقش داشته است) نبوده است و تذکرات مکرر صاحب این قلم در مجلس دهم نیز هیچگونه تاثیری نداشته است! 2- شورای محترم نگهبان با استناد به حق تفسیر قانون اساسی تاکنون بر این باور است که حتی تعیین شاخص‌های مربوط به اصل 115 قانون اساسی نیز حق انحصاری این شورا است و مجلس شورای اسلامی حق اعلام معیارها و تعریف ویژگی‌های داوطلبان ریاست جمهوری را بر عهده ندارد! هرچند چنین نظریه‌ای با توجه به اصل 71 قانون اساسی (که مجلس را دارای حق وضع قانون در عموم مسائل می‌داند) کاملا قابل خدشه و ابطال‌پذیر است؛ با این حال جای سوال دارد که چرا شورای نگهبان از مهرماه سال گذشته پس از ابلاغ سیاست‌های کلی انتخابات تاکنون به این موضوع مهم نپرداخته است؟ امید است ثبت‌نام 1636 متقاضی برای ریاست جمهوری دوره دوازدهم (که به گفته بسیاری از صاحب‌نظران، بزرگان و آیات عظام موجب وهن نظام می‌باشد) موجب شود که بالاخره پس از سی و نه سال معیارهای مذکور به صورت قانون تبیین شود. د- نظارت و پاسخگویی مکتوب شورای نگهبان بند یازدهم سیاست‌های کلی انتخابات با تاکید بر نظارت شورای نگهبان بر فرایندها، ابعاد و مراحل سه انتخابات ریاست جمهوری، مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی و تایید صلاحیت داوطلبان و تایید انتخابات در بخش دوم این بند می‌گوید: «پاسخگویی مکتوب در خصوص دلائل ابطال انتخابات و رد صلاحیت داوطلبان در صورت درخواست آنان» در این زمینه نیز با توجه به مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد داوطلبان نمایندگی مجلس و عملیاتی نشدن آن و همچنین فقدان ساز و کار پاسخگویی در انتخابات ریاست جمهوری و وجود برخی ابهامات در انتخابات شوراها امید است قانونگذار به شکل دقیق نحوه پاسخگویی دستگاه‌های نظارتی در تمامی انتخابات را تبیین و قانونمند نماید. در این زمینه تصویب لایحه جامع انتخابات پس از ارائه آن از سوی دولت می‌تواند به صورف شفاف از تضییع حقوق برخی داوطلبان جلوگیری کرده و کارگشا باشد. آنگاه کاملا می‌شود گفت چرا از شهرداری تهران، دستگاه قضایی و قوه مجریه رجل سیاسی – مذهبی و مدیر و مدبر شناخته می‌شوند و هیچکس از سیاسی‌ترین مرکز حکومت یعنی مجلس شورای اسلامی واجد چنین صفاتی نیست! ]]> یادداشت ها Sun, 30 Apr 2017 07:40:20 GMT http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/358/اردیبهشت-96-انتخاب-سرنوشت-ساز-ملت-25 نقطه آغازینی برای وحدت ملی http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/357/نقطه-آغازینی-وحدت-ملی دسامبر 1989 نیکولای چاوشسکو بعد از 24 سال حکومت بر رومانی با انقلاب مردمی سرنگون شد و بلافاصله به همراه همسرش دادگاهی شد . این دادگاه کوتاه و قاطع ، از تلویزیون برای مردم پخش می شد و نکته جالب توجهش این بود که همسر چاوشسکو ، همچنان تلاش داشت از دولت شوهرش دفاع کند اما ناگهان چاوشسکو با مهربانی ، همسرش را به سکوت دعوت کرد و جمله ای تاریخی گفت : «عزیزم ، ما غروب کرده ایم » ! پذیرش این واقعیت برای کسانی که شیفته قدرت هستند از مرگ به مراتب دردناکتر است ؛ و بر همین اساس باید چاوشسکو را ستود که اگر چه می دانست رای دادگاه چیزی جز اعدام نیست اما برخلاف همسرش ، پیش از مرگ پذیرفته بود که باید با قدرت خداحافظی کند . بسیار هستند دیگرانی که چنین توانی ندارند ؛ نمی توانند پس از پایان دورانشان گوشه ای بنشینند و بپذیرند که آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت ؛ چه برسد به اینکه اشتباهاتشان را بپذیرند و بابت گذشته ، از مردمشان عذرخواهی کنند . حکایت محمود احمدی نژاد در این روزها چنین است ؛ کسی که همچنان در هاله اوهام خویش غرق است و ادعای مدیریت جهانی دارد و نمی تواند بپذیرد که روزگار رفتارهای تنش آفرین و مدیریت بی برنامه گذشته است ، و با این وصف حتی توصیه بزرگان را هم نادیده می گیرد و دوباره هوای ریاست جمهوری به سرش می زند اما داستان خیلی ساده تر از آنچه او فکرش را می کند ، برایش تمام شد و او را در اوهامش معلق و آواره گذاشت . اعلام اسامی کاندیداهای تائید صلاحیت شده اصلا دور از انتظار نبود ؛ نظام راه خویش را یافته و رد صلاحیت احمدی نژاد نشانه مثبتی برای همه است ؛ شاید برخی بگویند بهتر بود احمدی نژاد توسط مردم رد صلاحیت می شد اما واقعیت این است که احمدی نژاد قبلا توسط مردم رد شده است و در واقع این بار شورای نگهبان پشت سر مردم حرکت کرده است . حالا اگر چه می توان حمایتهای عجیب و غریب و بی دریغ بعضی افراد از احمدی نژاد را به یادشان آورد اما بهتر است که از این موضوع بگذریم و به این موضوع توجه کنیم که پایان حیات سیاسی احمدی نژاد یعنی یک قدم به سوی وحدت و همدلی گام برداشته ایم ؛ تندروی و فریبکاری را شناخته ایم وهمه از آن برائت جسته ایم و این می تواند نقطه آغازین یک وحدت ملی باشد. این همان نقطه شروعی است که می تواند کشور را به سوی روزگاری دیگر و پربارتر حرکت دهد . اینک می توان گفت که همه ما پذیرفته ایم که سیاست علم است و قواعدی دارد ، اقتصاد علم است و قواعدی دارد ، روابط بین الملل باید بر اساس منطق علمی خود شکل بگیرد ، نه توهمات ؛ پذیرفته ایم که کسانی هم هستند که از اعتقادات مردم سوء استفاده می کنند ، پذیرفته ایم که رفتارهای خلاف هنجار ، بیش از اینکه نشانه انقلابی بودن باشد ، نشانه فریبکاری است و.... در کنار همه این حرفها می توان امیدوار بود که حالا احمدی نژاد و درخت و بقایی کنار هم بنشینند ، شاید یکی از این سه نفر سر بلند کند و به دو نفر دیگر بگوید : « عزیزان ، ما غروب کرده ایم » ! برای همه انسانها تا لحظه آخر راه باز است و بازگشت هر کسی به دایره انسانهای غیر متوهم خبری خوش برای انسانیت است ؛ کسی چه می داند ، شاید رد صلاحیت احمدی نژاد باعث تغییر وضعیت روانی او و دور و بری هایش هم شود ؛ ان شاء الله . ]]> یادداشت ها Sun, 23 Apr 2017 18:06:00 GMT http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/357/نقطه-آغازینی-وحدت-ملی آیا بصیرت احمدی نژاد کم شده است؟ http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/354/آیا-بصیرت-احمدی-نژاد-کم-شده رسم کنار گذاشتن روسای جمهور و نخست وزیر آخر، باز هم اجرا شد تا محمود احمدی نژاد هم برای انتخابات ریاست جمهوری احراز صلاحیت نشود و کنار برود. میرحسین موسوی، مرحوم اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی، به حصر و ردصلاحیت و ممنوع التصویری دچار شدند و حالا احمدی نژاد هم به آنها پیوسته است. او زمانی نهایت آمال اصولگرایان بود. ساده زیستی و عدالت دوستی او تبلیغ می شد، اطاعت از او اطاعت از خدا توصیف می شد (آیت الله مصباح یزدی)، نماد انقلاب اسلامی نامیده می شد (آیت الله جنتی) و اصولگرایان برای ضدیت با اصلاح طلبان در انتخابات سال 88 به شدت از او حمایت می کردند. اما اکنون رد صلاحیت می شود. می گویند ملاک، حال فعلی افراد است و البته بیراه هم نمی گویند. ممکن است کسی زمانی صالح و با بصیرت باشد و زمانی دیگر ناصالح و بی بصیرت شود. اما یک سوال مهم : آیا آن زمان محمود احمدی نژاد بصیرت داشت و اکنون بی بصیرت شده است؟  پاسخ به این پرسش، اگر از زاویه دید اصولگرایان بنگریم، مثبت است. آنها می گویند - و شاید به این معتقدند – که احمدی نژاد در آن دوره بصیرت داشت و اکنون از بصیرت خالی شده که بر خلاف نظر رهبری کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری شده است. اما از زاویه دید اصلاح طلبان، پاسخ به این پرسش، منفی است. اصلاح طلبان می گویند احمدی نژاد همان زمان هم بصیرت نداشت و فاقد صلاحیت مدیریت بر امور اجرایی کشور بود. از زمانی که واژه دروغ با او پیوند خورد و عبارت دروغ ممنوع در تبلیغات انتخاباتی سال 88 توسط مخالفان احمدی نژاد کلید خورد، اصلاح طلبان و کاندیداهایشان، صلاحیت او را برای تداوم ریاست جمهوری زیر سوال بردند و علیه دروغ های او شوریدند. کاندیدای اصلاح طلبان در انتخابات 88، احمدی نژاد را متهم کرد که نقش مار می کشد و آمارها را پایین و بالا می کند تا مردم را گول بزند. می گفت، با پدیده ای مواجه هستیم که به دوربین زل می زند و دروغ می گوید. اما آن زمان، احمدی نژاد از نظر اصولگرایان با بصیرت بود و منتقدانش بی بصیرت بودند.  همان چهار سال دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد برای اثبات دروغ ها و بی بصیرتی هایش کافی بود. کم کم اصولگرایان که خطر رقبای اصلاح طلب احمدی نژاد را دفع شده می دیدند، با بصیرتی های بیشتری از طرف احمدی نژاد مواجه شدند و اندک اندک حسابشان را از او جدا کردند. خیلی از اصولگرایان سرشناس مدعی شدند که در انتخابات سال 88 به احمدی نژاد رای نداده اند و معلوم نشد این همه رای احمدی نژاد در انتخابات 88 از کجا آمده بود وقتی نه اصلاح طلبان از او حمایت می کردند و نه اصولگرایان سرشناس مسوولیت مواضع او را بر عهده می گرفتند!  دولتش که تمام شد، پرونده های مالی آن دولت یکی پس از دیگری رو شد. اما سطح برخورد با آن دولت، به رییس دولت نرسید. محمدرضا رحیمی و حمید بقایی هم به زندان کوتاه مدتی رفتند، اما احمدی نژاد هیچیک از اتهامات را قبول نداشت و سودای بازگشت به عرصه اجرایی را در سر می پروراند. اگر به اتهاماتش رسیدگی می شد، شاید زودتر، بی بصیرتی او آشکار می شد. اما کمتر کسی تصور می کرد احمدی نژاد علیرغم نهی صریح رهبری کاندیدای ریاست جمهوری شود. حالا دیگر وقت مماشات نبود و مهر ردصلاحیت بر پیشانی او هم خورد. اما یک سوال همچنان بی پاسخ ماند : تکلیف کسانی که خیلی زودتر – حداقل 8 سال پیش – به بی بصیرتی او پی برده بودند چه می شود؟  ]]> یادداشت ها Fri, 21 Apr 2017 14:12:03 GMT http://www.hosnanews.ir/fa/doc/note/354/آیا-بصیرت-احمدی-نژاد-کم-شده